فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 58
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ، که هر چه بر سر ما مي رود ارادت اوست نظير دوست نديدم اگر چه از مه و مهر ، نهادم آينه ها در مقابل رخ دوست صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد ، که چون شکنج ورق هاي غنچه تو بر توست نه من سبوکش اين دير رندسوزم و بس ، بسا سرا که در اين کارخانه سنگ و سبوست مگر تو شانه زدي زلف عنبرافشان را ، که باد غاليه سا گشت و خاک عنبربوست نثار روي تو هر برگ گل که در چمن است ، فداي قد تو هر سروبن که بر لب جوست زبان ناطقه در وصف شوق نالان است ، چه جاي کلک بريده زبان بيهده گوست رخ تو در دلم آمد مراد خواهم يافت ، چرا که حال نکو در قفاي فال نکوست
نه اين زمان دل حافظ در آتش هوس است
،
که داغدار ازل همچو لاله خودروست
تعبیر:
به مراد و آرزوی خود خواهی رسید زیرا همه ی هدف تو رسیدن به آمال و آرزوهایت است. غم و اندوه را از وجود خود دور کن که فایده ای برای تو ندارد.
فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 405
به جان پير خرابات و حق صحبت او ، که نيست در سر من جز هواي خدمت او بهشت اگر چه نه جاي گناهکاران است ، بيار باده که مستظهرم به همت او چراغ صاعقه آن سحاب روشن باد ، که زد به خرمن ما آتش محبت او بر آستانه ميخانه گر سري بيني ، مزن به پاي که معلوم نيست نيت او بيا که دوش به مستي سروش عالم غيب ، نويد داد که عام است فيض رحمت او مکن به چشم حقارت نگاه در من مست ، که نيست معصيت و زهد بي مشيت او نمي کند دل من ميل زهد و توبه ولي ، به نام خواجه بکوشيم و فر دولت او
مدام خرقه حافظ به باده در گرو است
،
مگر ز خاک خرابات بود فطرت او
تعبیر:
به زودی در کارها به توفیق و پیروزی می رسی و غم ها و رنج ها به شادی و سرور تبدیل می شود. اگر خودپسندی را رها کنی و به ضعف خود اقرار کنی می توانی راه های تازه ای را آزمایش کنی. به خداوند و کمک های او توکل داشته باش.
فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 365
عمريست تا به راه غمت رو نهاده ايم ، روي و رياي خلق به يک سو نهاده ايم طاق و رواق مدرسه و قال و قيل علم ، در راه جام و ساقي مه رو نهاده ايم هم جان بدان دو نرگس جادو سپرده ايم ، هم دل بدان دو سنبل هندو نهاده ايم عمري گذشت تا به اميد اشارتي ، چشمي بدان دو گوشه ابرو نهاده ايم ما ملک عافيت نه به لشکر گرفته ايم ، ما تخت سلطنت نه به بازو نهاده ايم تا سحر چشم يار چه بازي کند که باز ، بنياد بر کرشمه جادو نهاده ايم بي زلف سرکشش سر سودايي از ملال ، همچون بنفشه بر سر زانو نهاده ايم در گوشه اميد چو نظارگان ماه ، چشم طلب بر آن خم ابرو نهاده ايم
گفتي که حافظا دل سرگشته ات کجاست
،
در حلقه هاي آن خم گيسو نهاده ايم
تعبیر:
با همه ی توان خود در راه مقصود تلاش و کوشش کن و اعتنایی به حرف دیگران نکن. آنچه که بدست آورده ای با سعی و تلاش خودت به دستت رسیده، پس مراقب باش تا آن را به آسانی از دست ندهی.
فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 209
قتل اين خسته به شمشير تو تقدير نبود ، ور نه هيچ از دل بي رحم تو تقصير نبود من ديوانه چو زلف تو رها مي کردم ، هيچ لايقترم از حلقه زنجير نبود يا رب اين آينه حسن چه جوهر دارد ، که در او آه مرا قوت تاثير نبود سر ز حسرت به در ميکده ها برگردم ، چون شناساي تو در صومعه يک پير نبود نازنينتر ز قدت در چمن ناز نرست ، خوشتر از نقش تو در عالم تصوير نبود تا مگر همچو صبا باز به کوي تو رسم ، حاصلم دوش بجز ناله شبگير نبود آن کشيدم ز تو اي آتش هجران که چو شمع ، جز فناي خودم از دست تو تدبير نبود
آيتي بود عذاب انده حافظ بي تو
،
که بر هيچ کسش حاجت تفسير نبود
تعبیر:
هیچ خواسته ای بدون سعی و کوشش به دست نمی آید. انسان نباید از شکست ها نا امید و مأیوس شود بلکه باید عزم خود را جزم کند. با نشستن و آه و ناله کشیدن و دست روی دست گذاشتن هیچ کاری صورت نمی پذیرد. اراده کن و دوباره از صفر شروع کن. مطمئناً به خواسته ی خود خواهی رسید.
فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 219
کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود ، بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود بنوش جام صبوحي به ناله دف و چنگ ، ببوس غبغب ساقي به نغمه ني و عود به دور گل منشين بي شراب و شاهد و چنگ ، که همچو روز بقا هفته اي بود معدود شد از خروج رياحين چو آسمان روشن ، زمين به اختر ميمون و طالع مسعود ز دست شاهد نازک عذار عيسي دم ، شراب نوش و رها کن حديث عاد و ثمود جهان چو خلد برين شد به دور سوسن و گل ، ولي چه سود که در وي نه ممکن است خلود چو گل سوار شود بر هوا سليمان وار ، سحر که مرغ درآيد به نغمه داوود به باغ تازه کن آيين دين زردشتي ، کنون که لاله برافروخت آتش نمرود بخواه جام صبوحي به ياد آصف عهد ، وزير ملک سليمان عماد دين محمود
بود که مجلس حافظ به يمن تربيتش
،
هر آن چه مي طلبد جمله باشدش موجود
تعبیر:
به آرزوی خود می رسی. دنیا بر وفق مرادت می شود. هرچه بخواهی بدست خواهی آورد. خداوند را شاکر باش تا نعمات خود را بر تو ارزانی دارد.
فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 179
رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند ، چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر يار خاکسار شدم ، رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند چو پرده دار به شمشير مي زند همه را ، کسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند چه جاي شکر و شکايت ز نقش نيک و بد است ، چو بر صحيفه هستي رقم نخواهد ماند سرود مجلس جمشيد گفته اند اين بود ، که جام باده بياور که جم نخواهد ماند غنيمتي شمر اي شمع وصل پروانه ، که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند توانگرا دل درويش خود به دست آور ، که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند بدين رواق زبرجد نوشته اند به زر ، که جز نکويي اهل کرم نخواهد ماند
ز مهرباني جانان طمع مبر حافظ
،
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
تعبیر:
دوران اندوه تو به پایان و زمان شادکامی فرا می رسد. آن را غنیمت بدان و خدا را شکر کن و فریفته ی لحظات خوش زندگی نباش.
فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 121
هر آن کو خاطر مجموع و يار نازنين دارد ، سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد حريم عشق را درگه بسي بالاتر از عقل است ، کسي آن آستان بوسد که جان در آستين دارد دهان تنگ شيرينش مگر ملک سليمان است ، که نقش خاتم لعلش جهان زير نگين دارد لب لعل و خط مشکين چو آنش هست و اينش هست ، بنازم دلبر خود را که حسنش آن و اين دارد به خواري منگر اي منعم ضعيفان و نحيفان را ، که صدر مجلس عشرت گداي رهنشين دارد چو بر روي زمين باشي توانايي غنيمت دان ، که دوران ناتواني ها بسي زير زمين دارد بلاگردان جان و تن دعاي مستمندان است ، که بيند خير از آن خرمن که ننگ از خوشه چين دارد صبا از عشق من رمزي بگو با آن شه خوبان ، که صد جمشيد و کيخسرو غلام کمترين دارد
و گر گويد نمي خواهم چو حافظ عاشق مفلس
،
بگوييدش که سلطاني گدايي همنشين دارد
تعبیر:
آن کسی می تواند راحت و آسوده زندگی کند که تکبر و ریا را از خود دور کند و دیگران را تحقیر نکند. زندگی فراز و نشیب های زیادی دارد. به دنبال هر راحتی، سختی و مشکلاتی به همراه است. باید عاقبت اندیش بوده و به فکر فردای خود باشی. با دوستان و آشنایان به مهربانی رفتار کن تا در سختی ها به تو کمک کنند.
فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 380
بارها گفته ام و بار دگر مي گويم ، که من دلشده اين ره نه به خود مي پويم در پس آينه طوطي صفتم داشته اند ، آن چه استاد ازل گفت بگو مي گويم من اگر خارم و گر گل چمن آرايي هست ، که از آن دست که او مي کشدم مي رويم دوستان عيب من بي دل حيران مکنيد ، گوهري دارم و صاحب نظري مي جويم گر چه با دلق ملمع مي گلگون عيب است ، مکنم عيب کز او رنگ ريا مي شويم خنده و گريه عشاق ز جايي دگر است ، مي سرايم به شب و وقت سحر مي مويم
حافظم گفت که خاک در ميخانه مبوي
،
گو مکن عيب که من مشک ختن مي بويم
تعبیر:
هنوز تکلیف را با خود روشن نساخته ای و نمی دانی که چه راهی در پیش بگیری. منتظری که دیگران برای تو تصمیم بگیرند. بهتر است که درباره ی خود و اهداف خود تجدید نظر کنی تا بهتر بتوانی تصمیم بگیری. اراده ی خود را محکم کن.
فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 118
آن کس که به دست جام دارد ، سلطاني جم مدام دارد آبي که خضر حيات از او يافت ، در ميکده جو که جام دارد سررشته جان به جام بگذار ، کاين رشته از او نظام دارد ما و مي و زاهدان و تقوا ، تا يار سر کدام دارد بيرون ز لب تو ساقيا نيست ، در دور کسي که کام دارد نرگس همه شيوه هاي مستي ، از چشم خوشت به وام دارد ذکر رخ و زلف تو دلم را ، ورديست که صبح و شام دارد بر سينه ريش دردمندان ، لعلت نمکي تمام دارد
در چاه ذقن چو حافظ اي جان
،
حسن تو دو صد غلام دارد
تعبیر:
منتظر پیامی از دوست و محبوب خود هستی. به زودی مرادت حاصل می شود. دوست به صداقت و سادگی تو نظر دارد. سعی کن تکبر و ریا را رها کنی تا به هدف خود برسی. رقیبان زیادی داری. نا امید نباش. آنکه ایمان داشته باشد پیروز است.
فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 490
در همه دير مغان نيست چو من شيدايي ، خرقه جايي گرو باده و دفتر جايي دل که آيينه شاهيست غباري دارد ، از خدا مي طلبم صحبت روشن رايي کرده ام توبه به دست صنم باده فروش ، که دگر مي نخورم بي رخ بزم آرايي نرگس ار لاف زد از شيوه چشم تو مرنج ، نروند اهل نظر از پي نابينايي شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان ، ور نه پروانه ندارد به سخن پروايي جوي ها بسته ام از ديده به دامان که مگر ، در کنارم بنشانند سهي بالايي کشتي باده بياور که مرا بي رخ دوست ، گشت هر گوشه چشم از غم دل دريايي سخن غير مگو با من معشوقه پرست ، کز وي و جام مي ام نيست به کس پروايي اين حديثم چه خوش آمد که سحرگه مي گفت ، بر در ميکده اي با دف و ني ترسايي
گر مسلماني از اين است که حافظ دارد
،
آه اگر از پي امروز بود فردايي
تعبیر:
از رنج ها و مشکلات، در غم و اندوهی. غم و غصه و حسرت کشیدن نمی تواند چاره ی مشکلات تو باشد. بهتر است دامن همت به کمر بزنی و با نیروی اراده و سعی خود مشکلات را حل کنی. دوستان خود را بشناس و در انتخاب آنها دقت کن.
فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 410
اي قباي پادشاهي راست بر بالاي تو ، زينت تاج و نگين از گوهر والاي تو آفتاب فتح را هر دم طلوعي مي دهد ، از کلاه خسروي رخسار مه سيماي تو جلوه گاه طاير اقبال باشد هر کجا ، سايه اندازد هماي چتر گردون ساي تو از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلاف ، نکته اي هرگز نشد فوت از دل داناي تو آب حيوانش ز منقار بلاغت مي چکد ، طوطي خوش لهجه يعني کلک شکرخاي تو گر چه خورشيد فلک چشم و چراغ عالم است ، روشنايي بخش چشم اوست خاک پاي تو آن چه اسکندر طلب کرد و ندادش روزگار ، جرعه اي بود از زلال جام جان افزاي تو عرض حاجت در حريم حضرتت محتاج نيست ، راز کس مخفي نماند با فروغ راي تو
خسروا پيرانه سر حافظ جواني مي کند
،
بر اميد عفو جان بخش گنه فرساي تو
تعبیر:
موفقیت و پیروزی در انتظار تو است. دست به هر کاری بزنی نتیجه ی دلخواه را خواهی دید. ایمانی راسخ و اراده ای محکم داری. به زودی تغییر عمده ای در زندگیت حاصل می شود که نتیجه ی سعی و تلاش خودت است. مراقب باش تا مغرور نشوی زیرا غرور آفت عقل و خرد است.
فال حافظ روزانه جمعه 13 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 368
خيز تا از در ميخانه گشادي طلبيم ، به ره دوست نشينيم و مرادي طلبيم زاد راه حرم وصل نداريم مگر ، به گدايي ز در ميکده زادي طلبيم اشک آلوده ما گر چه روان است ولي ، به رسالت سوي او پاک نهادي طلبيم لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام ، اگر از جور غم عشق تو دادي طلبيم نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد ، مگر از مردمک ديده مدادي طلبيم عشوه اي از لب شيرين تو دل خواست به جان ، به شکرخنده لبت گفت مزادي طلبيم تا بود نسخه عطري دل سودازده را ، از خط غاليه ساي تو سوادي طلبيم چون غمت را نتوان يافت مگر در دل شاد ، ما به اميد غمت خاطر شادي طلبيم
بر در مدرسه تا چند نشيني حافظ
،
خيز تا از در ميخانه گشادي طلبيم
تعبیر:
همه ی سختی ها و مشکلات بر طرف می شود، به شرط آنکه به تلاش خود ادامه بدهی. در زندگی تو گشادگی و سعادت پدید می آید و گرفتاری ها از بین خواهد رفت.